امشب مي خواهم به يكي از دوستانم طزيقه استهاده از اينترنت را ياد بدهم . مصط�ي دانشجوي رشته ممعماري است و خيلي علاقه دارد كه بتواند ايده ها و عقايدش را نشر دهد و از نظرات ديگران هم در اين مورد بهره مند شود و�تي كه سايت خودش را را ه اندازي كرد شما مي توانيد بيشتر با او آشنا شويد
Thursday, January 23, 2003
Thursday, December 12, 2002
Blogger نتایج اتخاب بهترین وبلاگ �ارسی را در قسمت اخبار خود قرار داده است. �کر می کنم این موضوع خود به تنهایی اهمیت کاربران �ارسی زبانی که از امکانات این سایت است�اده می کنند را نشان می دهد
Monday, December 17, 2001
هيچ مي دانستيد كه علوم تجربي (منظورم تمام علومي ست كه يك پديده را با آزمايش بررسي مي كنند مثل Ù�يزيك، شيمي زيست شناسي Ùˆ...) نمي توانند چرا يي يك قضيه را ØªÙˆØ¶ÙŠØ Ø¯Ù‡Ù†Ø¯ ØŸ!. Ù�رض كنيد كه از يك Ù�يزيك دان مي پرسيد چرا آب يخ مي زند Ùˆ او شروع مي كند به ØªÙˆØ¶ÙŠØ ÙƒÙ‡ خوب در دماهاي زير صÙ�ر Ù�اصله بين ملكولهاي اب كم مي شود Ùˆ انرزي جنبش ملكول ها كاهش مي يابد Ùˆ ... نهايتا آب يخ مي زند ،همه اين ها درست ØŒ ولي بايد بدانيدكه اين پاسخ Ù�قط چگونگي يخ زدن آب را ØªÙˆØ¶ÙŠØ Ù…ÙŠ دهد نه چيز بيشتري را . شما اگر از يك Ù�يزيك دان بپرسيد كه آب چگونه يخ مي زند او باز هم همين جواب را به شما مي دهد. در ØÙ‚يقت علوم تجربي Ù�قط چگونگي اتÙ�اق اÙ�تادن يك پديده را Ø´Ø±Ø Ù…ÙŠ دهند. به طور مثال اگر پرسيده شود كه چرا زمين لرزه اتÙ�اق مي اÙ�تد زمين شناسان Ù�قط چگونگي اتÙ�اق اÙ�تادن زمين لرزه را توصيÙ� مي كنند: اينكه نيروهايي از داخل زمين به پوسته Ù�شار مي آورند وباعث جابجايي پوسته زمين مي شوند توضيØÙŠ Ø³Øª در مورد چگونگي وقوع زلزله . Ø¨ØØ« درمورد اين كه چرا يك پديده ايي اتÙ�اق مي اÙ�تد Ù�قط Ùˆ Ù�قط در قلمرو Ù�لسÙ�Ù‡ مي گنجد Ùˆ به همين خاطر هم هست كه دانشمندان Ù�يزيك كوانتومي به سوي Ù�لسÙ�Ù‡ گرايش زيادي پيداكرده اند چون بيشتر سوالات آنها به چرايي يك پديده برمي گردد نه چگونگي آن . جالب اي جاست كه بچه ها هم علاقه دارندبيشتر چرايي يك پديده را بÙ�همند تا چگونگي آن را ،به همين خاطر هم هست كه اغلب در مورد اتÙ�اقات خيلي ساده سوالاتي مي پرسند كه ما در جواب دادن Ùˆ ØªÙˆØ¶ÙŠØ Ø¯Ø§Ø¯Ù† آن براي شان دچار مشكل مي شويم مثلا مي پرسند : چرا آهن ربا به چوب نمي چسد؟ چرا ماهي ها توي آب Ø®Ù�Ù‡ نمي شوند ! ويا چرا توپ روي آب مي مونه؟ Ùˆ ما درجواب مي گوييم تو چقدر سوال مي پرسي بچه ! ØŒ يا ØŒ بزرگ كه شدي رÙ�تي مدرسه همه اين ها را ياد مي گيري، ولي غاÙ�ليم از اين كه خودمان هم جواب سئوال را نمي دانيم .
امشب براي من شبي متÙ�اوت با بقيه شب هاست چون امشب آخرين سري آزمايش هاي مربوط به تزم را انجام دادم . از Ù�روردين امسال كار عملي تزم را شروع كردم Ú†Ù‡ شبها كه تا ØµØ¨Ø Ø§ÙŠÙ†Ø¬Ø§ در آزمايشگاه دانشكده ØØªÙŠ ÙŠÙƒ دقيقه هم چشم بر هم نگذاشتم .الان درست سي Ùˆ يك شب متوالي ست كه تا ØµØ¨Ø Ø¨ÙŠØ¯Ø§Ø±Ù… Ùˆ كار هايم را انجام ميدهم به طور متوسط در هر شبانه روز 17 ساعت در آزمايشگاه هستم .امشب نتايج كارم را كه نگاه مي كردم ته دلم Ø§ØØ³Ø§Ø³ آرامش Ùˆ رضايت كردم : نتايج خيلي خوب بودند Ùˆ تا همين Ù‡Ù�ته كه روي اينترنت Search كردم هنوز هيچ مورد ÙŠ مشابه اين كار انجام نشده Ùˆ جالب اين جاست كه نتيجه كار هم خيلي جالب Ùˆ Ø¨ØØ« برانگيز است موضوع تز من درباره سرطان پستان در زنان است( بررسي ملكولي ارتباط يك Gene به نام CTLA-4 با بروزسرطان پستان ) خدا مي دونه كه چند تا از بيماراني كه مورد مطالعه قرار دادم الان مرده اند شايد همين الان Ø±ÙˆØ Ø³Ø±Ú¯Ø±Ø¯Ø§Ù† خيلي هايشان همين جا دور برم دارند مي چرخند. Ø±ÙˆØ Ø´Ø§Ù† شاد.
Sunday, December 16, 2001
جواني ست ØØ¯ÙˆØ¯Ø§ 25 ساله لباس Ù…ØÙ„ÙŠ عشاير قشقاي را پوشيده است لباس سرتاسر با نخ هاي طلايي گلدوزي شده ØŒ كلاه قشقايي هم روي سرش مي گذارد Ùˆ به جاي ÙƒÙ�Ø´ يك جÙ�ت گيوه كه منجق دوزي شده پوشيده است . تمام بعد از ظهر Ùˆ شب تا ساعت 11 بدون اين كه با كسي ØØ±Ù� بزند سر پا مي ايست هيكل چهار شانه ايي دارد Ùˆ چنان از بالاي سبيل هايش به دور Ùˆ برش نگاه مي كند كه آدم Ø§ØØ³Ø§Ø³ مي كند با اين هيبت هيچ تنابنده ايي تØÙ…Ù„ نگاهش را ندارد .اما او چيزيست متÙ�اوت با آن Ú†Ù‡ كه ظاهرش نشان مي دهد وقتي كه يواشكي سيگاري را از جيبش در مي آورد Ùˆ با Ø§ØØªÙŠØ§Ø· هر Ú†Ù‡ تمام تر آن را روشن مي كند Ùˆ در تمام مدت سيگار كشيدن آنقدر دور وبرش را مي پايد كه مبادا كسي او را در ØØ§Ù„ سيگار كشيدن ببيند ØŒ متوجه مي شوي كه تمام آن شوكت ظاهري ست ØŒ او براي ماهي 30 يا 40 هزار تومان پول هر روز مقابل رستوران هتل مي ايستد تا توريست ها متوجه شوند كه رستوران هتل يك رستوران سنتي ست هر شب كه از جلوي هتل رودكي رد مي شوم با دقت به ØØ±ÙƒØ§ØªØ´ نگاه مي كنم Ùˆ در عمق نگاهش ØŒ مي توانم ببينم كه چگونه Ø§ØØ³Ø§Ø³ ØÙ‚ارت مي كند . Ø§ØØªÙŠØ§Ø¬ ØŒ Ø§ØØªÙŠØ§Ø¬ او را به اين مرØÙ„Ù‡ كشانده است او به لقمه اي نان Ù…ØØªØ§Ø¬ است Ùˆ براي آن ØØ§Ø¶Ø± است ØØªÙŠ Ø³Ø¨ÙŠÙ„ هايش كه نشان از شوكت ايل دارند را به نمايش بگذارد . شايد ساعاتي را كه تنها مقابل در رستوران مي ايستد با ياد روز هاي ايل سپري مي كند به ايل مي انديشد ØŒ به اسبش Ùˆ به دختران سياه گيسوي ايل ØŒ به همهء چيز هايي كه داشت Ùˆ رهايش كرد به دلبستگي هايش كه همه را يك باره زير پا گذاشت تا يك بار Ùˆ براي هميشه زندگيي را تجربه كند كه ديگران از زيباي هايش بسيار برايش Ú¯Ù�ته بودند ØŒ ولي او غاÙ�Ù„ بود كه زندگي كردن با معيار هاي ديگران جز زنجير Ø§ØØªÙŠØ§Ø¬ برايش چيزي به ارمغان نخواهد آورد
ما نيز در زندگي مان بارها Ùˆ بارها پر روي قانون دلمان پا گذاشته ايم Ùˆ كاري را انجام داده ايم تا در زندگي نه بر اساس معيارهاي خودمان كه بر اساس معيار هاي ديگران - موÙ�Ù‚ شويم، هيچ وقت نخواسته ايم كه با خط كش ذهن خودمان طول Ùˆ عرض زندگي را اندازه بگيريم هميشه برايمان مهم بوده است كه ديگران در مورد ما چگونه Ù�كر مي كنند ملاك موÙ�قيت مان اين بود كه چقدر از آدم ها هستندكه آرزوي همين موقعيتي را كه ما درآن هستيم را دارند .اين نظارت استصوابي ديگران، زندگي را برايمان سخت مي كند سعي كنيم ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ كمي هم براي خودمان، براي دل خودمان زندگي كنيم
چرا اين قدر اين "ديگران"براي ما مهم هستند ،كمي هم به �كر خودمان باشيم و �راموش نكنيم كه " من مهم تر از نظرات ديگران هستم ".
ما نيز در زندگي مان بارها Ùˆ بارها پر روي قانون دلمان پا گذاشته ايم Ùˆ كاري را انجام داده ايم تا در زندگي نه بر اساس معيارهاي خودمان كه بر اساس معيار هاي ديگران - موÙ�Ù‚ شويم، هيچ وقت نخواسته ايم كه با خط كش ذهن خودمان طول Ùˆ عرض زندگي را اندازه بگيريم هميشه برايمان مهم بوده است كه ديگران در مورد ما چگونه Ù�كر مي كنند ملاك موÙ�قيت مان اين بود كه چقدر از آدم ها هستندكه آرزوي همين موقعيتي را كه ما درآن هستيم را دارند .اين نظارت استصوابي ديگران، زندگي را برايمان سخت مي كند سعي كنيم ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ كمي هم براي خودمان، براي دل خودمان زندگي كنيم
چرا اين قدر اين "ديگران"براي ما مهم هستند ،كمي هم به �كر خودمان باشيم و �راموش نكنيم كه " من مهم تر از نظرات ديگران هستم ".
Saturday, December 15, 2001

عجب باران شديدي دارد مي بارد Ù�كر نكنم شيرازي ها تا به ØØ§Ù„ باران به اين شديدي ديده باشند ،البته الان هم نمي بينند چون كه نصÙ� شب است Ùˆ همه در خواب .باران خيلي زيباست ...
باز باران با ترانه مي خورد بربام خانه ...
ساعت 10 دقيقه به 2 ØµØ¨Ø Ø§Ø³Øª Ùˆ در آزمايشگاه دانشكده هستم .امشب كارم زياد تر بود Ùˆ ØØ³Ø§Ø¨ كه كردم ديدم بايد تا ساعت تقريبا 9 ØµØ¨Ø Ø§ÙŠÙ†Ø¬Ø§ باشم Ùˆ Ù�رصت نمي كنم بروم خوابگاه Ø³ØØ±ÙŠ Ø¨Ø®ÙˆØ±Ù… البته مشكلم تنها اين مورد نبود Ø³ØØ±ÙŠ Ù‡Ù… درست نكرده يودم Ùˆ بايد مي رÙ�تم درست مي كردم . من غذايي را كه دانشگاه مي دهد نمي گيرم Ùˆ خودم غذا درست مي كنم هرروز ساعت 4 تا 4 Ùˆ ربع ØµØ¨Ø Ø¨Ø±Ù…ÙŠ گشتم خوابگاه Ùˆ Ø³ØØ±ÙŠ Ø¯Ø±Ø³Øª مي كردم. ديشب كارم خيلي طول كشيد Ùˆ نرسيدم كه Ø³ØØ±ÙŠ Ø¯Ø±Ø³Øª كنم الان Ù†Ø§Ø±Ø§ØØª بودم كه امشب هم Ù�رصت نمي كنم چيزي درست كنم توي همين Ù�كر ها بودم كه يكي از هم كلاسي هايم زنگ زد Ùˆ Ú¯Ù�ت كه Ù�ردا عيد است . خوب اين ماه رمضان هم از عمر مان گذشت ... به قول يكي از دوستان ماه رمضان ØŒ ما را رم از آن !
با اهل بيت
هر دوست که دم زد ز و�ا دشمن شد
هر پاکروي که بود تردامـن شد
گويند شب آبستن و اين است عجب
کاو مرد نديد از چه آبستـن شد
ØØ§Ù�ظ شيرازي
هر دوست که دم زد ز و�ا دشمن شد
هر پاکروي که بود تردامـن شد
گويند شب آبستن و اين است عجب
کاو مرد نديد از چه آبستـن شد
ØØ§Ù�ظ شيرازي
Friday, December 14, 2001

موج مرده آخرين ساخته ابراهيم ØØ§ØªÙ…ÙŠ كياست ØØ§ØªÙ…ÙŠ كيا با دست مايه قرار دادن مسايل ØØ§Ø´ÙŠÙ‡ ايي جنگ Ùˆ آدم هاي آن Ù�يلم هاي موÙ�قي را كارگرداني كرده است.اما Ù�يلم موج مرده
اثري ضعيÙ� در كارنامه او به ØØ³Ø§Ø¨ مي آيد داستان Ù�يلم در سال 79 مي گذرد ØŒ Ù�رمانده راشد يكي از Ù�رمانده هان سپاه است كه خاطرات بسيار تلخي از ØÙ…له ناو آمريكايي وين سنت به هواپيماي مساÙ�ربري ايراني در سال 69 دارد او مي كوشد به هر طريق ممكن انتقام جان مساÙ�رين اين ØÙ…له را از آمريكايي ها Ùˆ ناو وينسنت بگيرد Ùˆ در اين راه ازهيچ كاري -ØØªÙŠ Ù†Ø²Ø¯ÙŠÙƒ شدن با شنا به ناو Ùˆ مشت زدن به ديواره آن -كوتاهي نمي كند .اما زمان تغيير كرده است Ùˆ درآستانه هزاره جديد معادلات سياسي جديد به اين مسئله به نوعي ديگر مي نگرند Ùˆ ØØªÙŠ Ù�رماندهان ارشد سپاه نيز طرز Ù�كر او را مسخره ميكنند ØŒ ذهنيت دن كيشوت وار Ù�رمانده راشد به همه چيز به چشم دشمن مي نگرد او ØØªÙŠ ØªÙ†Ù‡Ø§ پسر خود را كه قصد Ù�رار با يك دختر Ù…ØÙ„ÙŠ را داشته نيز دستگير كرده وبه جرم Ù�رار Ùˆ ارتباط با بيگانگان در كشتي سوخته ايي در وسط خليج Ù�ارس زنداني نموده است. او در ارتباط برقرار كردن با همسرش نيز دچار مشكل است . در اين بين با نزديك شدن زمان بازنشستگي ØŒÙ�رمانده راشد مي كوشد در اخرين Ù�رصت با به اشغال در آوردن پايگاه نيروي دريايي سپاه امكانات لازم براي ØÙ…له به ناو آمريكايي را Ù�راهم نمايد ...
Ù�يلم به رغم داشتن داستاني با پي رنگ قوي Ù�يلم ناموÙ�قي ست ØŒ ØØ§ØªÙ…ÙŠ كيا اين بار در شخصيت پردازي عناصر Ù�يلم خود دچار مشكل مي شود جملات Ø§ØØ³Ø§Ø³ÙŠ Ùˆ برخورد هاي خالي از منطق ØŒ با عث شده اند كه شخصيت هاي Ù�يلم تصنعي Ùˆ شعاري به نظر بيايند Ùˆ در نظر تماشاچي واقعيت وجودي آنها زير سوال برود .همچنين با وجود استÙ�اده از بازيگران ØØ±Ù�Ù‡ ايي چون پرويز پرستويي Ùˆ آزيتا ØØ§Ø¬ÙŠØ§Ù† ØŒ بازي ها نيز ضعيÙ� Ùˆ تصنعي به نظر مي رسند ØŒ گويي دغدغه اصلي ØØ§ØªÙ…ÙŠ كيا جانبداري از شخصيت اول Ù�يلمش بوده Ùˆ به همين علت كمترين توجهي به ديگر زواياي Ù�يلم Ùˆ ديگر شخصيت ها نداشته است
Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§ØªÙŠ Ø´Ø¯Ù† كارگردان از همان عنوان بندي Ù�يلم مشخص مي شود : Ù�يلم با صØÙ†Ù‡ هايي از گرÙ�تن اجساد قربانيان ØÙ…له آمريكايي ها به هواپيماي ايراني شروع مي شود Ùˆ كارگردان با نمايش نمايي درشت ازكودكي كه نيمي از كاسه سرش متلاشي شده است سعي دارد كه Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§Øª تماشاگر را با خود همراه كند در صØÙ†Ù‡ بعد مي بينيم كه Ù�رمانده راشد در نيمه هاي شب عروسكي را كه ده سال قبل از چمدان يكي از مساÙ�ر ها پيدا كرده را در آغوش گرÙ�ته Ùˆ مي گريد.
موج مرده به رغم ضعÙ� در شخصيت پردازي ØŒ موسيقي Ùˆ بازيگري ØŒ از نكات مثبتي نيز برخوردارد است. زيباترين صØÙ†Ù‡ Ù�يلم سكانسي ست كه Ù�رماده راشد Ùˆ پسرش در كشتي سوخته در ØØ§Ù„ دعوا هستند Ùˆ گمان مي كنند كه همسر وعروس Ù�رمانده راشد روز قبل در راه آمدن به كشتي سوخته دچار ØØ§Ø¯Ø«Ù‡ Ùˆ قرق شده اند، در همين ØÙŠÙ† صداي نزديك شدن هليكوپتر آمريكايي ها به گوش مي رسد Ùˆ Ù�رمانده راشد تصميم مي گيرد با آرپي جي هليكوپتر را مورد هدÙ� قرار دهد ØŒ هليكوپتر به كشتي سوخته نزديك تر مي شود Ùˆ زن Ùˆ عروس Ù�رمانده راشد در ØØ§Ù„ كه پتو هاي آمريكايي را به دور خود پيچيده اند از آن پياده مي شوند ولي در ذهن Ù�رمانده راشد تصوير انÙ�جار هواپبماي مساÙ�ربري Ùˆ جنازه هاي آن تداعي مي شود گويي ذهن دن كيشوت وار او از آمريكايي ها به جز قاتل چيزي نمي شناسد .
Thursday, December 13, 2001

در مورد ØÙŠÙˆØ§Ù†Ø§Øª آزمايشگاهي ØØªÙ…ا مطالب زيادي شنيده ايد ØŒ اين ØÙŠÙˆØ§Ù†Ø§Øª كاربردهاي زيادي در پزشكي امروز دارند. يكي از مهمترين كاربردهاي آنها استÙ�اده به عنوان مدل براي بررسي اثر يك دارو Ùˆ يا بررسي چگونگي پيشرÙ�ت يك بيماري است براي همين منظور سعي شده است كه از ØÙŠÙˆØ§Ù†Ø§ØªÙŠ Ø§Ø³ØªÙ�اده كنند كه از از نظر Ù�يزيولوزيك به انسان شبيه تر باشد همين نياز باعث شد كه مهندسين زنتيك به Ù�كر " شبيه سازي " ØÙŠÙˆØ§Ù†Ø§Øª آزمايشگاهي بيÙ�تند Ùˆ سعي كردند كه ØÙŠÙˆØ§Ù†Ø§ØªÙŠ Ø¨Ø§ خصوصيات مورد نظر خودشان را توليد نمايند پيشرÙ�ت در اين زمينه بسيار سريع صورت گرÙ�ت به طوري كه امروزه تقريبا هر نوع موش آزمايشگاهي كه لازم داشته باشيد را مي توانيد سÙ�ارش دهيد تا برايتان تهيه كنند ! مثل اين موش ها كه مو هايشان خاصيت Ù�لورسنت دارد Ùˆ مي درخشند ØŒ كاربرد اين نوع موش ها د رآزمايشگاههايست كه قصد دارند گوسÙ�نداني با پشم هاي متنوع Ùˆ مرغوب تهيه نمايند . مي توانيد تصور كنيدكه يك گوسÙ�ند در شب مثل كرم شب تاب بدرخشد ويا لباس شب عروسي تان Ù�لورسنت باشد Ùˆ شما بيش از هميشه در ميان دوستانتان بدرخشيد !
آيا تا به ØØ§Ù„ شده است كه بعد از رÙ�تن به رخت خواب Ùˆ Ù�كر كردن به اتÙ�اقات روزانه تان تصميم بگيريد Ù�ردا ØµØ¨Ø ÙƒÙ‡ از خواب بيدار شديد وصيت نامه تان را بنويسيد ØŸ! اگر نه چرا؟
Ù�كر مي كنيد كه اين نوع طرز Ù�كر منÙ�ÙŠ گرايانه است ØŸØŒ شايد بگوييد زندگي با اين همه زيبايي در جريان است چرا بايد به مرگ Ù�كر كنم ØŒ يا ØØ§Ù„ا كو تا مردن ØŒ وقتش كه رسيد وصيت نامه هم مي نويسيم !
ولي نه ØŒ اگر اين طور به مسئله مرگ Ù�كر مي كنيد ØØªÙ… دارم كه بلد نيستيد طعم گس زندگي را هم بچشيد" زندگي بال Ùˆ پري دارد با وسعت مرگ" ØØªÙ… دارم كه زندگي تان خالي ست يك سويه است ،تخت است Ùˆ عمق ندارد ØŒ انديشيدن به مرگ به معني نيانديشيدن به زندگي نيست ØŒ اصلا زندگي Ùˆ مرگ دو چيز جدا از هم نيستند هر دو ØŒ دو سر يك رشته اند كه دايره بسته ØÙŠØ§Øª نام دارد بدون يكي ديگري بي معني ست " اگر به راستي مي خواهيد Ø±ÙˆØ Ù…Ø±Ú¯ را مشاهده كنيد پنجره قلب تان را به سوي جوهر زندگي بگشاييد زيرا مرگ Ùˆ زندگي يكي هستند چنان كه رودخانه Ùˆ دريا از يك گوهرند ". مرگ به تنهايي Ùˆ بدون زندگي هيچ Ù…Ù�هومي ندارد براي شيءاي كه زنده نيست مرگ Ú†Ù‡ Ù…Ù�هومي دارد ØŸ "
آن قدر به زندگي و وابستگي هايش توجه نشان مي دهيم كه مرگ- اين نيمه زندگي - را �راموش مي كنيم و كم كم زندگي برايمان كسالت بار مي شود يادمان نرود كه:
" ... اگر مرگ نبود ، دست ما در پي چيزي مي گشت
...مرگ مسول قشنگي پر شاپرك است .
